شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا حملات اخیر ایران بیانگر استراتژی جدید این کشور در جنگ است؟
- نویسنده, امیر عظیمی
- شغل, سردبیر بخش فارسی بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
زمانی که ایران در پاسخ به حمله اسرائیل بر لبنان، شبانه موشکها و پهپادهایی بر این کشور شلیک کرد، از نظر نظامی اهمیت فوری این حمله محدود به نظر میرسید اما از نظر سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار بود.
برای سالها، ایران حملات مستقیم خود به اسرائیل را در تلافی با اقداماتی بر علیه این کشور، خاک و منافعش توجیه کرده است.
این بار اما داستان متفاوت بود.
تهران در واکنش به حمله بر یکی از متحدانش، پس از حمله اسرائیل به ساختمانی در جنوب بیروت که با گروه حزبالله ارتباط داده شده، پاسخ داده است.
روز دو شنبه ارتش ایران گفت که حمله به اسرائیل را متوقف میکند، اما همین تصمیم به حمله، این پرسش را ایجاد میکند که چرا رهبران ایران چنین تصمیمی گرفتند، در حالیکه میدانستند این کار میتواند خطر اقدام نظامی مجدد اسرائیل را به همراه داشته باشد و حتی مذاکرات شکننده صلح با ایالات متحده را به خطر بیاندازد؟
بخشی از پاسخ ممکن است در نحوه ارزیابی رهبران ایران از موقعیت این کشور پس از ماهها درگیری باشد.
جمهوری اسلامی در حالی از میان جنگ ظهور کرد که از برخی جهات ضعیف شده بود اما در حین حال، حس قوی از استقامت در خود ایجاد کرده بود.
با وجود فشارهای نظامی مضاعف از سوی امریکا و اسرائیل، تحریمهای اقتصادی و محاصره دریایی امریکا رژیم پابرجا ماند.
حکومت تاکنون در قدرت است، دستگاه امنیتی آن دست نخورده مانده و برخلاف پیشبینی مخالفانش هیچ خیزش گسترده مردمی در کشور تکرار نشده است.
این تجربه ممکن است محاسبات تهران را تغییر داده باشد.
ایران به جای آن که خود را بازیگری آسیبپذیر که میخواهد ازهر رویارویی اجتناب کند، ممکن است به طور فزاینده خود را قدرتی بداند که از سختترین شرایط عبور کرده و اکنون میتواند خطوط سرخ جدیدی ترسیم کند.
حمله به اسرائیل ممکن است بیش از اینکه اقدام تلافیجویانه تلقی شود به هدف بازدارندگی انجام شده باشد.
شاید تهران میخواهد این را بفهماند که حمله به متحدانش کمتر از حمله به خاک ایران، نیست.
چنین پیامی برای حزبالله، گروههای شبهنظامی عراق و دیگر اعضای شبکه منطقهای ایران که به نام «محور مقاومت» شناخته میشوند، اهمیت خاص دارد.
اعتبار نفوذ ایران همواره بر ایده، حمایت از شرکایش استوار بوده و ناکامی در پاسخ دادن به حمله اسرائیل آن اعتبار را خدشهدار میکرد.
با توجه به این نکات، حمله تنها اسرائیل را هدف قرار نداد، بلکه پیامی به امریکا و متحدان اسرائیل در منطقه که منتظر بودند واکنش تهران به حملات اسرائیل بر لبنان را ببیند، نیز بود.
زمانبندی این اقدام نیز به همان اندازه قابل توجه است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، اخیرا اعلام کرده که توافق با ایران دستیافتنی است.
منطق متعارف ایجاب میکند که ایران از اقداماتی که بتواند دیپلماسی را تهدید کند، اجتناب کند.
اما به نطر میرسد تهران برداشت متفاوتی داشته باشد.
رهبران ایران شاید به این تیجه رسیده اند که نمایش قدرت از طریق یک اقدام نظامی محدود یا حساب شده میتواند موضع آنها را در میز مداکرات تقویت کند.
از نظر تهران نشان دادن آمادگی برای استفاده از زور به این هدف است که به اسرائیل و امریکا یادآوری کند که ایران هنوز گزینههایی در اختیار دارد.
این لزوماً به این معنی نیست که ایران میخواهد گفتوگوها ناکام بماند. اما به نطر میرسد تهران با این موضوع تلاش کرده یک سابقه ایجاد کند و پیامی سیاسی بفرستد. بدون آنکه در مقیاسی عمل کند که تشدید درگیری اجتناب ناپذر شود.
اینکه این محاسبه درست از آب در خواهد آمد یا خیر، مشخص نیست.
واکنش شهروندان معمولی ایران به حملات اخیر نشان دهنده این مبحث در سطح وسیع تر است.
برخیها واکنش ایران را پاسخ موجه میداند.
یکی از مخاطبان بیبیسی فارسی گفت: «اشتراک ایران در جنگ اسرائیل و لبنان درست و از روی وفاداری است. پس از توافق هستهای ایران از قوانین بینالمللی تخطی نکرده است، و این حمله پاسخی به کسانی که قوانین آتشبس را شکستند.»
دیگران اولویتهای تهران را مورد پرسش قرار میدهند: «برای دو ماه جنوب ایران بمباران میشود اما ایران پاسخ جدی نداده است. به نظر میرسد که جنوب لبنان نسبت به جنوب ایران مهمتر باشد.»
برای بسیاریها اما، نگرانی این است که این حملات به کجا خواهد انجامید: «راستش، زمانی که جنگ دوباره شروع شد، قلبم ایستاد.»
برخیها معتقدند که بعید است این تبادل آتش به یک درگیری بزرگ تبدیل شود.
یکی از بینندگان گفت: «این درگیری چندان جدی نیست، و مانند دو مورد قبلی به جنگی تمام عیار تبدیل نخواهد شد. ایران میداند که امریکا دیگر خواهان جنگ مستقیم نیست.»
احتمال دیگر این است که این حمله نشاندهنده نارضایتی از روند گفتوگوها است.
اگر ایران به این باور باشد که از این کشور بدون دستیابی به دست آورد معناداری خواسته میشود که امتیاز بدهد، این اقدام ممکن است راهی برای افزایش اهرم فشار پیش از مرحله بعدی گفتوگوها باشد.
در هر صورت این حمله نشان دهنده رهبری است که نسبت به آنچه چند ماه پیش ناظران خارجی انتظار داشتند اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده است.
پرسش کلیدی این نیست که ایا ایران ممکن است دور دیگری از بمباران اسرائیل را تحمل کند یا خیر بلکه این است که آیا تهران باور دارد که میتواند همزمان با چنین شرایطی، مسیر دیپلماسی را نیز دنبال کند.
اگر چنین باشد، ایران ممکن است در تلاش باشد یک واقعیت جدید منطقهای را شکل دهد؛ واقعیتی که در آن از موضع قدرت مذاکره میکند و در عین حال به طور فعال خطوط سرخ خود را ترسیم میکند.
با وجود مخاطرات این رویکرد، چنین تغییری میتواند نشان دهنده تحول مهمی در نحوه نگاه جمهوری اسلامی به امنیت خود و جایگاهش در خاور میانه باشد.